العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

288

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

كشتيد خداوند شما را بكشد ، اين چه عملى است كه انجام مىدهيد آن‌ها گفتند : چوب‌هاى ما فقط بر بدن اين مرد مجرم مىخورد . والى بعد از اين چند نفر ديگر را آورد كه او را چوب بزنند آنها هم وقتى شروع كردند او را كتك بزنند بار ديگر شلاق‌ها بر والى فرود آمد آنها گفتند به خداوند سوگند ما جز اين مرد را نمىزنيم ، والى گفت پس اين جراحتهاى صورتم از كجا پيدا شده است و اين خون‌ها از كجا آمده . ضاربان گفتند دست‌هاى ما خشك باد اگر ما ضربه‌اى را بر بدن تو فرود آورده باشيم ، در اين هنگام آن مرد متهم گفت : اى بنده خدا آيا از اين الطاف خداوندى عبرت نگرفتى و نديدى چگونه اين ضربه‌ها را از من به طرف تو آورد اينك بار ديگر به طرف امام برويم و هر چه امام گفت انجام بده . والى بار ديگر او را به طرف امام عليه السّلام آورد و گفت : يا ابن رسول اللَّه ما از اين مرد در شگفت هستيم شما تشيع او را انكار كرديد و اگر اين مرد از شيعيان شما نباشد پس او از شيعيان شيطان است و جايش در آتش مىباشد ما از او معجزاتى ديديم كه فقط از انبياء ديده مىشود ، امام فرمود : از اوصياء هم بگو . امام حسن عسكرى عليه السّلام متوجه والى شدند و گفتند : اى بنده خدا اين مرد در ادعاى خود يك دروغ را اظهار كرد كه اگر آن دروغ را از روى قصد و تعمد گفته بود گرفتار همه عذاب‌هاى شما مىگرديد و سى سال در طبقه مخصوص زندانى مىشد ، ولى به خاطر كلمه‌اى كه از روى قصد گفته بود خداوند او را از عذاب رهانيد . اما اى والى تو هم بدان كه خداوند عز و جل او را از عذاب و تازيانه خلاص كرد براى اينكه او از دوستان و محبان ما مىباشد ولى او از شيعيان ما به حساب نمىآيد ، والى گفت : اين‌ها همه يكى هست پس فرق بين آنها كدام است . امام عليه السّلام فرمود : فرق اين است كه شيعيان از آثار ما پيروى مىكنند و از اوامر ما اطاعت مىنمايند و از نواهى ما دست مىكشند اين گروه از شيعيان ما به حساب مىآيند ، ولى آنهائى كه واجبات خداوند را انجام نمىدهند شيعيان ما نيستند .